((مهارت آموزی و نقش آن در مقابله با جنگ اقتصادی))

((مهارت درمانی))

قسمت سوم

دکترلیراوی، استاد دانشگاه و کنشگر حوزه مهارت آموزی

مقابله در برابر هر گونه تهاجم و تجاوز دشمنان ،امادگی ها و راهکارهای خاص خود را می طلبد.یکی از انواع فشارهای کشورهای استعمارگر بر کشورهای در حال توسعه و یا مستقل ایجاد و ساماندهی انواع تحریم ها و بهتر بگوییم اعمال یک جنگ اقتصادی تمام عیار است و البته که این پدیده تازگی ندارد.
در جنگ جهانی که روس و انگلیس ایران را به دو قسمت تقسیم کردند،انگلیس در جنوب اغلب گمرکات عمده و صادرات و واردات را در دست گرفت و حتی احشام و غلات مردم را در برهه ای خریداری نمود و با ایجاد یک پدیده ی قحطی مصنوعی مردم بنادر و جنوب کشور را با فقر. و گرسنگی کشنده ای روبرو کرد به نحوی که چندین میلیون از مردم ایران با شروع این قحطی و بیماری های مسری از بین رفتند.
و این امور تاریخی همیشه هشداری مستند است برای آمادگی مردم بومی و استقلال طلب برای مقابله با نوعی از جنگ های اقتصادی توسعه یافته و نوعی جهاد اقتصادی را می طلبد.
ما می دانیم محدود سازی اقتصاد دولتی و ازادسازی اقتصاد از پیامدهای مهم اصل ۴۴ قانون اساسی است گفته اند:((اقتصاد مقاومتی فعال و پویا نیازمند برنامه ریزی استراتژیک و راهبردی،مبتنی بر مردمی کردن اقتصاد از طریق میدان دادن بیشتر به فعالان بخش خصوصی و رفع موانع و مشکلات این بخش است.))
همانگونه که در نوشته های قبلی عرض شد،مهارت و مهارت آموزی مقدمه ی دانایی و دانایی مقدمه ی کار عملی و تلاش واقعی برای تولید محصول و مبارزه ی عملی با معضل بیکاری خواهد بود که این امر در مباحث اقتصادی نیز تسری پیدا می کند.
در مقابله با جنگ اقتصادی دشمنان،نیاز به مقاوم سازی اقتصاد یک امر ضروری و حتمی است در محورهای مهم اقتصاد مقاومتی می خوانیم که باید از تولید ملی حمایت شود.
به نخبگان و فن آوری های نوین توجه شود.و بخش خصوصی به عنوان موتور و محرک اصلی رشد اقتصادی و صنعتی است که با به کارگیری سرمایه خود و جذب و مشارکت سرمایه های غیر دولتی،استفاده بهینه از منابع انسانی و اعمال مدیریت کارآمد،ضمن ایفای نقش خود در رشد اقتصادی و صنعتی کشور،می تواند اهداف توسعه ای دولت را محقق نماید.
یا گفته شده:
((اقتصاد مقاومتی بر پایه و اساس سرمایه معنوی افراد و جامعه استوار است و بخش خصوصی بدون شک برترین بستر،برای همراهی مردم به عنوان اصلی ترین ارکان مقاومت در جامعه ،برای ضد ضربه کردن اقتصاد در برابر تحریم هاست.))
سوال اینجاست؟ اگر بخواهیم اقتصاد را مقاوم کنیم تا در مقابل جنگ اقتصادی و تحریم ها و تورم ها شکست نخوریم ‌چگونه به سرمایه معنوی افراد و جامعه متکی باشیم و بخش خصوصی چه زمانی و چگونه می تواند بستر مهمی برای مقابله باشد و چه زمانی می تواند از ارکان اصلی مقاومت در مقابل تهدیدات باشد.
قطعا خواهیم گفت:در تمام علوم نه تنها در. اقتصاد باید مهارت ،فن و علم آن را داشته باشیم تا بر اساس اقتصاد کهن یا اقتصاد جدید و مهارت های لازم این نیاز اساسی بتوانیم در کوتاه ترین مدت و به بهترین شیوه آن را پیاده سازی کنیم.
باید توجه کنیم،مهارت همیشه مهارت های فنی نیست ،بلکه ما باید مهارت های کامل ،پسندیده و محکم و با کیفیت را در تمام پدیده های مورد نیاز جامعه داشته باشیم.
اگر می گوییم مهارت آموزی در تمام عرصه ها و اجزای زندگی باید جاری باشد،سخنی گزافه نگفته ایم،مهارت اخلاق،مهارت دین،مهارت زندگی،مهارت هنر،مهارت فنون به روز ،مهارت سیاست ،مهارت اقتصاد،مهارت نظامی،مهارت های اجتماعی و فرهنگی و همه لازم و ضروری است.پس مهارت آموزی دامنه ی وسیعی دارد.
ولی امروز و دیروزو. فردا و. دائما اگر بخواهیم وابسته نباشیم ،اگر بخواهیم دم از استقلال و تولید محصول و کالای ایرانی بزنیم ، باید مهارت لازم را کسب کرده باشیم.نه مهارت ساختن،بله مهارت کیفیت ،مهارت سالم سازی ،مهارت اطمینان،مهارت مقاوم سازی،همه و همه باعث اعتماد مردم و توجه و گرایش مردم به تولید ملی خواهد شد. و این است که اقتصاد با اتکا به محصول و دسترنج وطنی تقویت می شود و. پایدار و قابل اطمینان خواهد شد.و آن زمان است که ما می توانیم به میدان جنگ اقتصادی برویم.و. با آن مقابله کنیم
یک روز جنگ نظامی بود،ما در جنگ های ایران عثمانی،ایران و روس در چالدران ،در گلستان و ترکمانچای پیروز نشدیم،ولی در دفاع ۸ ساله اگرچه ۳۶ کشور پیدا و پنهان در مقابل ما بودند پیروز شدیم و دشمن مهاجم به اهداف خود نرسید.زیرا صداقت در گفتار و کردار داشتیم.محصولی از جنس ایثار و از خود گذشتگی داشتیم ،محصولی تقلب و ریا،محصولی به نفع خود و به ضرر غیر نداشتیم،محصولمان باکیفیت و با تمام وجود بود.دشمن نتوانست کاری کند. امروز هم برای مقابله با جنگ اقتصادی باید محصولمان صداقت در تولید و کیفیت بالای کالا باشد و ا

این راهی ندارد جز مهارت و فنون واقعی و مورد لزوم جامعه که ما را بی نیاز از کالای غیر وطنی کند.
آن هم مهارت آموزی را باید از ابتدای زندگی شروع کنیم و یاد دهیم از خانه و مدرسه
زمانی دیگر دیر است.مهارت باید در مدارس جدی گرفته شود.همه ما واقفیم که دروس نظری موجود در نظام آموزشی ما دارای نقیصه بوده و جوانان را اقناع ننموده است، کشور را بی نیاز نکرده است.وابستگی را افزون کرده است ، از بی نیازی و استقلال جامعه نکاسته است.
در مهمترین اهداف تحقق اقتصاد مقاومتی میخوانیم که برای مقابله با تهاجم اقتصادی و فشارها و تحریم ها و غیره بایداین اهداف مورد نظر باشد.
– مهار سوداگری و فساد / مردمی سازی اقتصاد، ارتقای مقاومت اقتصادی در برابر تحریم ها
خلاصی از وابستگی به دآمد نفت ، مصداق خود اتکایی/ اولویت بندی شرکای تجاری ایران/ فرهنگ سازی اولویت تولید بر واردات و خرید کالای داخلی
یا اینکه در نقش دولت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی می خوانیم :
اشتغال زایی /ثبات قیمت ها /اصلاح ساختار دولتی و
یا اینکه در نقش مردم در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و مقابله با جنگ اقتصادی میخوانیم:
مدیریت مصرف / قناعت و ساده زیستی / تولید ثروت حلال/ ترجیح مصرف کالای داخلی بر کالای خارجی
خوب اگر به دقت و منصفانه به موارد فوق نظر بیفکنیم خواهیم دانست که هیچ کدام از امور بدون توجه به مهارت ها و علم لازم آن میسر و ممکن نخواهد شد.
مگر میشود اقتصاد را بدون داشتن مهارت های کلیدی و پایه ای ، مردمی ساخت.
مگر میشود از وابستگی به درآمد نفتی بدون داشتن آموزش مهارت های مرتبط خوداتکایی ایجاد. کرد.
مگر میشود در اولویت تولید بر واردات و خرید کالای داخلی را بدون مهارت در ساخت و کیفیت بخشی کالای ایرانی و محصول ایرانی نهادینه کرد؟
یا در نقش دولت اگر توجه کنیم : اشتغال زایی- ثبات قیمت ها – اصلاح ساختار دولتی …..
همه یک فرمول هستند یک تئوری غیر قابل اجرا هستند، مگر اینکه دانش ها و مهارت های لازم آن فراهم شده باشد.
یا اینکه در نقش مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی و مقابله با جنگ اقتصادی :مدیریت مصرف / قناعت و تولید ثروت و غیره همه باید همراه با مهارت های لازم این امور باشد
ومگر مدیریت مصرف را باید جزوه کردیا به عنوان چند فرمول حفظ کردو فقط در کتابها نوشت و آزمون داد و نمره آورد یا اینکه باید الگوی مصرف و قناعت و ساده زیستی را باید از همان کوچکی در کتاب های دبستان – دوره اول و دوم متوسطه با اجرای عملی و. کاربردی در مدرسه آموزش داد، باید ( بغیر السنتکم ) باشیم. پس نتیجه میگیریم : تا مهارت های واقعی همپای دروس نظری نشود تا همگام دروس مدرسه ای جدی و واقعی گرفته نشود. تا در مدرسه و. منزل نهادینه نشود ره به جایی نخواهیم برد.
باید مدیر و معلم و مربی باید پدر و مادر باید تمام احاد جامعه به این باور برسند که مهارت اموزی یک امر جدی است یک امر حیاتی است . رمز بقا و پایداری است. رمز مقاومت اقتصادی و دیگر مقاومت ها میباشد.رمز مقابله با بیکاری و رمز تولید شغل است.
ولی همایش ها –کنفرانس ها سخنرانی ها مارا به مقصود نمی رسانند ، ولی می توانند مقدمه ای برای رسیدن به اهداف مهارت های واقعی در مدارس و دانشگاه ها باشد .
پس بشتابیم و این پدیده که اخیرا در مدارس با (طرح ایران مهارت ) آغاز شده جدی بگیریم.
و بدانیم که در حوزه اقتصاد کار و شغل : ((مجموعه اعمالی که انسان به کمک مغز ، دست ،ابزار ها ، ماشین ها ، در راه ثروت با ایجاد خدمات انجام میدهد و در مقابل بر انسان تاثیر میگذارد –( جامعه شناسی کار و شغل ص ۱۰)) و این کار و شغل است که رفع
بیکاری و تولید ملی میکند همانگونه که در. جنگ نظامی در. مقابل دشمن باید. آمادگی لازم داشته باشیم به تمام تکنیک ها و ادوات جنگی به روز مجهز شویم در جنگ های اقتصادی در تهاجم اقتصادی نیز. باید. کاملا آماده و مجهز. باشید. سلاح لازم آن را دارا باشیم
و یکی از مهمترین سلاح های آن داشتن مهارتها و فنون و هنرهای منتهی به اقتصاد پویا و رفع بیکاری و تولیدملی با کیفیت و مقاوم سازی کالاهای داخلی برای مقاومت و رقابت با مهاجم است
ایستادگی در. مقابل جنگ اقتصادی یک اصل مسلم و پذیرفته شده است که مقدمه ی موکد. آن از آموزش مهارتهای اساسی جامعه که منجر. به رفع بیکاری در. جامعه میشود. آغاز می گردد
همانگونه که آوردیم
مهارت واقعی و. مورد. علاقه و آموزش آن هم در. مباحث دینی درس خداشناسی می دهد. و هم در. مباحث روانی و روانشناختی درس شادی و شادابی می دهد و هم بیمه کردن کشور. در. مقابل هر. نوع استعمار و. استثمار. خواهد. بود واینست که می گوییم همه و بالاخص مسوولان نظامهای آموزشی و مهارتی و قوای تصمیم گیری این موضوع را باید. کاملا جدی بگیرند و نتیجه میگیریم که نیاز به مهارت ،مهارتی که از دوران کودکی

، نوجوانی و جوانی شروع شود ، یک اصل مسلم و ضروری رشد. و بلوغ جامعه است که نیاز به اراده و. اتکا به نفس دارد.
کارلایل میگوید : ” هر اقدام بزرگ ابتدا محال ب نظر میرسد ”
باید اراده کنیم ، بعضی در ترویج و اموزش مهارت در مدارس یا مقاومت می کنند یا کاهلی و سستی:
شاتو برایان میگوید :یک ارادی قوی بر هر چیز حتی حتی بر زمان غالب می آید.
و هوگو میگوید: مردم فاقد نیرو نیستند، فقط فاقد اراده اند
و ناپلئون میگوید: لغت غیر ممکن را باید از قاموس ها محو کرد. و همچنین خود او میگوید: مردانیکه همیشه مرددند و نمیتوانند تصمیم بگیرند هرگز کامیاب نمی شوند”
ما باید هم به مهارت آموزی در تمام عرصه ها رو. بیاوریم و اقتصاد را مقاوم کنیم، هم تمام دیگر نیاز ها را از این طریق برطرف کنیم تا وابستگی ها را کاهش داده، متکی به تولید محصول خود باشیم و بتوانیم در مقابل هر تهدیدی مقاومت کنیم.
ماکسیم گورکی میگوید: معنی حیات را در زیبایی و قدرت اراده باید جستجو کرد.
صائب تبریزی سروده : اظهار عجز پیش ستم پیشه ابلهیست -اشک کباب باعث طغیان آتش است
محیط فراهانی می سراید :کوه را نتوان شدن سدره مقصود مرد – همت مردان بر آورد از نهاد کوه گرد

ما باید بپذیریم که نهاد آموزشی ما دارای اشکالات فراوانی بوده است.اشکالاتی که مارا از یک نظام مترقی باز نگه داشته است، ولی دیر نشده است.آلبرت کامو میگوید:( ادم تنها مخلوقی است که نمیخواهد همان باشد که هست ) .پس باید به طرف مهارت اموزی که کاریست شایسته شتاب بیشتر کنیم،
شکسپیر میگوید: (آنکس که جرات انجام کارهای شایسته را دارد، انسان است )
پیامبر اسلام (ص)میفرماید: ( آسان نیست مگر انچه راکه تو اسان گیری) و فرانکلین چه زیبا گفته است : ( آب که قطره قطره میچکد با پایداری و سماجت سنگ را سوراخ می کند. با پشتکار و استقامت موش به پاره کردن رشته محکم سیم موفق میشود و ضربات پی در پی تبری کوچک درخت کهن را از پا در میآورد.)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*