رابطه مهارت آموزی و شادابی

مهارت درمانی
”قسمت دوم”
به قلم : دکترلیراوی، استاد دانشگاه و کنشگر حوزه مهارت آموزی

همه می دانیم کاری ایجاد نمی شود مگر اینکه مهارتی ایجاد شده باشد یعنی مهارت همان کار است پس می توانیم در بعضی جهات کار را مترادف مهارت و بالعکس بنامیم یا جایگزین کنیم نتیجه می گیریم در جاییکه بزرگان علم و فهم سخن از اهمیت کار و تلاش رانده اند همان به مقدمه و عصاره ی آن یعنی مهارت و مهارت آموزی و حرفه و فن بر می گردد.
هر جا مهارت شادی می آورد، به کار بر می گردد و هر جا داشتن کار و شغل خوشحالی و ذوق وشعف ایجاد می کند به داشتن مهارت های خوب و‌موردنیاز ارتباط پیدا می کند.
پس همان گونه که داشتن مهارت و کار شادی آفرین است و بیکاری و نداشتن هنر و مهارت افسردگی در پی دارد، شادی و نشاط هم می تواند در گرایش به طرف مهارت و کار اثر گذار باشد و‌رابطه ی متقابل داشته باشند.
بزرگان گفته اند :هویت شغلی به صورت ساده از دوره ی کودکی شروع به شکل گرفتن می کند و کودکان به خیال پردازی شغلی می پردازند و در نوجوانی با بروز توانایی های فکری و تفکر انتزاعی به آزمایش ذهنی مشاغل پرداخته و می فهمد که به دست آوردن یک شغل مستلزم توانایی ها و آموزش های خاص است و بالاخره مرحله ی واقع بینی شغلی در جوانی حاصل می شود .
در تعالیم عالیه اسلام علاوه بر تاکید بر ضرورت تربیت متناسب با فنون و علوم زمان ، تاکید فراوان بر ایجاد شغل مناسب برای فرزندان شده است.
یعنی شغل مناسب نیاز به مهارت مناسب دارد که نتیجه ی آن شادی و نشاط در زندگی است . حداقل سه نکته و مطلب در حدیث زیر از پیامبر اسلام (ص) باعث نشاط فرزندان می شود :
(یا علی حق الولد علی والده ان یحسن اسمه و ادبه و یضعه موضعا صالحا)
پیامبر به حضرت علی فرمودند: ای علی ،حق فرزند بر پدرش این است که برای او نام خوب انتخاب کند و درادب و تربیتش بکوشد و او را به کار شایسته ای بگمارد.
پس می بینیم که نام بد ، تربیت بد و بیکاری که باعث ناراحتی، افسردگی، انواع هیجانات و اضطراب ها می شود بالعکس آن نام خوب ، تربیت عالی و داشتن حرفه و مهارت های خوب منجر به شغل نیز باعث نشاط ، شادی و شادبی فرد می گردد.
-امروز جوانان جواب عملی می خواهند، از سخن و موعظه ی صرف خسته شده اند اگرچه هم ضرورت دارد و به اندازه ی انعکاس خارجی عمل جواب نمی دهد اگر زمینه ای فراهم شود که جوان مهارت های مورد علاقه و به روز را فرا گیرد و در جامعه از این مهارت او استفاده شود جامعه ی شاداب و سالمی خواهیم داشت ،
اغلب مفاسد اجتماعی و آسیب های اجتماعی ریشه در فقر ، بیکاری و افسردگی و ناراحتیهای روحی و روانی دارد و این از طریق” مهارت درمانی” قابل حل است.
دیگر سخن در مانی ، موعظه درمانی ، کتاب درمانی ، آب درمانی، دارودرمانی، عسل درمانی و هیچ درمانی دیگری به اندازه ی «مهارت درمانی» و «کاردرمانی» و «شغل درمانی »موثر نیستند. دیگر آن در « درمان های دیگر» حنایشان رنگی ندارد ; رنگی به اندازه ی داشتن یک شغل یک درآمد حلال و سالم یک کار با نشاط ؛ زیرا سخن و موعظه ممکن است مقطعی خلسه آور باشد و نشاط لحظه ای را ایجاد می کند ، ولی چه زود انسان به حالت اول برمی گردد ولی نشاط یک آموزش مهارت خوب ، مهارتی که با علاقه و ذوق و استعداد جوانان و نوجوانان تناسب و تطابق داشته باشد می تواند یک شادابی مستمر و بادوام باشد.
حضرت علی ع فرمودند:« ان یکن اشغل مجهدة فاتصال الفراغ مفسده» همچنان که داشتن شغل، محل تلاش و‌کوشش است، بیکاری محل فساد و تباهی و نابودی.
و همچنین فرموده اند:« من الفراغ تکون الصبوه» حالات و رفتار های جاهلانه جوانی ناشی از بیکاری است
. جوانان وظیفه دارند با تلاش و همت عالی به کسب مهارت های لازم جهت شایستگی برای یک شغل مناسب، بپردازند و بدانند سعی و تلاش برای امر معاش در شریعت اسلام امری است که دارای اجر معنوی بالایی می باشد و کسی که از قبول مسئولیت و سعی و تلاش ، شانه خالی کند مورد بدبینی اسلام است.
اگر ما مهارت های واقعی و مورد علاقه خود و نیاز جامعه را فرا بگیریم و اگر به دنبال آن به کسب و کار خصوصی ویا دولتی و حتی تاسیس بنگاه های زود بازده و یا دیر بازده اقتصادی اقدام کنیم هم برای خود نشاط و شادابی می آوریم و هم برای جامعه سلامتی ،امنیت و آرامش اجتماعی را ایجاد می کنیم یعنی هم افرادی شاداب و هم اجتماعی پر نشاط و پویاخواهیم داشت.
حداقل شادی و خوشحالی باطنی و ظاهری حاصل از فراگیری مهارت و هنر و فن منجر به کار و شغل می تواند فواید فراوانی از جمله موارد زیر را در پی داشته باشد:
۱- انسان دارای کار و داشتن درآمد نه تنها در جامعه که در منزل هم شاد است.
همسرتان در منزل در مقابل شادی و عشق و محبتی که به او می دهید به فرزندتان می دهید. احترام ، عشق و محبت متقابل خواهند داشت . جرج نیکولا می گوید: « تبسم دشمن را دوست می کند.»
درست است که ثروت حتما باعث خوشبختی نیست ولی باید بپذیریم که فقر شدیدتر از آن باعث نابودی خوشبختی و شادابی خواهد بود .
همیشه مهارت نجات دهنده است و کار و تلاش بهتر از بیکاری و جیب پر بهتر از جیب خالی و بی نیازی از دیگری بهتر از نیازمندی است.
۲-برنالو می گوید:” برای اینکه بزرگ و پرارزش شوید باید هنگامی که اشک های شما جاری می شود تبسم کنید.”
داشتن مهارت و کار باعث تلاش بیشتر و باعث ترفیع درجه کاری و اداری می شود و این باعث شادی و نشاط و این شادی در روحیه فرد و جامعه اثر گذار باشد و باعث می شود این شادی در آموختن مهارت های دیگر و کار دیگر موثر واقع شود.
۳- پوشه می گوید:” به گوش و دل خود بخوانید که همیشه از شادی دیگران شاد می شوید .”
جوان مهارتی و شاداب ، مشتری مدار است، از میان شرکت ها فروشگاه ها و … مشتریان به دنبال شما که شایستگی و تبحر دارید خواهند بود. فردی که مملو از آرامش و شادی است و اعتماد به نفس دارد، زیرا از وجود خود شاد است .
این اعتمادبه نفس ، مشتریان بسیار بیشتری را به سمت خود می کشاند. شادی، کار می آوردو کار شادی، و هر دو مشتری و جذابیت و تولید و درامد بیشتر.
۴- در کتاب جامع التمثیل می خوانیم :«خوش خو همیشه خوش معاش است.»
اگر شما مهارت و شغل داشته باشید ، شاد هستید . دیگران سعی خواهند کرد بیشترین تلاششان را برای شما بکنند تا اینکه فقط از کنارتان رد شوند، وقتی توانایی های فردی را تشخیص می دهید و مدام آن را به گوشتان می رسانید ، موجب تشویق و انگیزه دادن به آن فرد خواهید شد. آدم ها عاشق این احساس هستند و بیشتر از آن طلب می کنند و به همین دلیل به آن کار ادامه خواهند داد. این برای رهبری کارمندان ، همسر و فرزندان روشی فوق العاده است .
۵- حضرت امیر (ع) می فرماید:« خوش خویی و گشاده رویی دام دوستی است و بردباری گور عیب است . »
دیگران وقتی با انسان با نشاط روبرو می شوند به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می گیرند، انرژی مثبت شما سطح “اندروفین” را در بدن آن ها هم بالا می برد و باعث می شود آنها هم احساس فوق العاده ای پیدا کنند.
۶- دیگران به سمتتان کشیده می شوند ، آدمها دوست دارند حس خوبی داشته باشند، به همین دلیل دوست دارند دور و اطراف شما باشند، اگربخواهید افراد منفی را از اطرافتان دور کنید و افراد مثبت رابه سمت خود بکشانید، هنرمندی ، مهارت آموزی ، لب خندان ، نشاط و شادابی و بی نیازی روش بسیار خوبی است.
۷- ژان دویلا می گوید:«در موقع شادمانی مانند بدبختی باید قوی دل باشید .»
شغل و کار با مهارت خوب داشتن و شاد بودن ، ترس و اضطراب و استرس را در خود از بین می برد. چون نمی توانیم در عین حال هم شاد و هم افسرده باشید این غیرممکن است.
وقتی تصمیم می گیرید در درون خود مثبت باشید، منفی ها دیگر باید بیرون برود . درست مثل وارد شدن به یک اتاق تاریک می ماند، شما سر تاریکی داد نمی زنید و نمی گویید باید از آنجا بیرون برود، سعی نمیکنید آن را بگیرید و جسم آنرا از اتاق بیرون بیندازید تا نور بتواند داخل شود ، شما آن را نادیده می گیرید چون می دانید کاری که باید بکنید این است که خیلی ساده کلید برق را بزنید و همان موقع نور وارد خواهد شد.
وقتی نور باشد، تاریکی اتوماتیک ناپدید می شود، هیچ جنگی نیست.
۸- امرسون می گوید:« در قلب خود بنویسید هر روز بهترین روز سال است . »
به دیگران انرژی مثبت می دهید ، یک لبخند رضایت از داشتن شغل ، داشتن مهارت ، داشتن درآمد و فاصله از فقر و بی پولی، داشتن یک هنر، هنرمند بودن و استاد بودن و ماهر بودن و کارگر بودن و کارمند بودن ، یک لبخند ،به کسی که از جلو او عبور میکنید باعث می شود آنها هم به شما در جواب لبخند بزنند.
این حس خوبی به شمانمی دهد؟ به آنها هم دقیقا همین حس خوب را منتقل می کند .
۹- فرانکلین می گوید: « چهره ی شادان همان اندازه برای آدم علیل خوب است که هوای سالم و لذت بخش .»
احساس بهتری پیدا می کنید، وقتی در وضعیت ذهنی و شادی و لذت باشید، بدنتان موادی را ترشح می کند که آن احساس فوق العاده را به شما می دهد .
• ابوالعلا معری می گوید :« به طور دائم امواج شادی و اندوه از دو طرف ما می گذرد ، استفاده از آنها بسته به اراده ی ماست.»
• کنفوسیوس می گوید:« انسان پیشرو کسی است که در گفتارش عجله نشان ندهدو در کارش نشاط داشته باشد.»
• نظام وفا کاشانی می گوید:« این کرانه های کبود ، این ستاره های درخشان، این ابرهای سفید، این شفق طلایی، این اشعه ی الوان ، این زمین سبز، این گل های سرخ، این قلب های مشتعل، این درختان بارور ، این مرغان خوش الحان ، این جمال طبیعت و این بهار جوانی آیا کافی نیست که روح شما را به اهتزار دراورده و لب هایتان را به تبسم بگشاید. ۱۰- در فرکانس انرژی ،انرژی بالاتری حرکت خواهید کرد . وقتی شاد هستید، در سطح بالاتری از معنویت به سر می برید ، وضعیتی برای بخشیدن و دوست داشتن ،همان خصوصیت خداوند، همان نیروی برتری که باعث تپیدن قلبتان و نظم کهکشان می شود. شادی حاصل از کار در انفاق ، دست گیری به دیگران هم موثر است، داشتن مهارت و فنون نان آور، شادی و خوشحالی به دنبال دارد ، کارهای مردم پسند را دنبال خواهد داشت و خوشبختی واقعی هم وقتی اتفاق می افتد که از آنچه به دست می آوری دست گیری کنی، کمک کنی ، و به فکر دیگرانهم باشی که در آن صورت شادی و شادابی تو افزون می گردد. فردوسی چه زیبا سروده:
بکوشید تا رنج ها کم کنید-دل غمگنان شاد و خرم کنید
چو روزی به شادی همی بگذرد- خردمند مردم چرا غم خورد ؟
و باز فرموده:
چو شادی بکاهد، بکاهد روان-خرد گردد اندر میان ناتوان
و ناصر خسرو می فرماید:
همان بهتر که دائم شاد باشیم- ز هر درد و غمی آزاد باشیم
به خوشرویی و خوشخویی در ایام- همی رو تا شوی خوشدل در انجام
اگر خوشدل شوی در شادمانی- بماند شادمانی جاودانی
شکسپیر می فرماید:
«عقل و‌هوش خود را با خوشی و نشاط دم ساز کن تا هزاران آسیب از میان برود و عمرت دراز شود.» و ویلیام اشتین می گوید:« شما وقتی تبسم می کنید جامه ی انسانیت می پوشید .»
و ارسطو می گوید:« شادمانی عبارت است از پروراندن و نشر و نما دادن عالی ترین صفات و خصایص .»
و در این خصوص اسمایلز می گوید: « دنیا متعلق به کسانی است که از آن استفاده می برند و مردم مسرور و شادمان صاحبان و مالکان حقیقی آن به شمار می روند .»
اما ببینیم در خصوص کار و مهارت آموزی و رابطه ی آن با شادمانی ما چگونه می اندیشیم حتما متفاوت، این ماییم که زندگی را می سازیم. دیل کارنگی می گوید:« دو نفر از پنجره ی زندان به خارج می نگریستند، یکی گل و لای را می دید و دیگری ستاره های درخشنده را.»

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*